بهوسيلهٴ شخصي همچون لسينگ (1773) دوباره احيا شد. ولي هنوز كسي آن را در زمينهٴ مورد نظر ما بررسي نكرده است.
6. فلاندر
رويسبروك
يان فان رويسبروك.1 بزرگترين عارف هلندي (1293 ـ 1381).
در سال 1293 در روستاي رويسبروك در نزديك بروكسل زاده شد. نزد مادرش و از 11سالگي نزد دايياش، يان هينكرت عضو شوراي كليساي سنت گودوله در بروكسل، تحصيل كرد. در 24 سالگي كشيش و پيشنماز سنت گودوله شد. در سال 1343 همراه دو دوستش در زاويهاي در گرونندال در جنگلهاي سوانيه، نزديك واترلو مستقر شدند. افراد ديگري به آنان پيوستند و در سال 1349 همهٴ گروه به اوگوستينيان پيوست. رويسبروك باقي عمرش را در گرونندال گذراند و تاولر در سال 1350 و گيرت گروته درحدود 1375 و چندبار پساز آن در آنجا از او ديدار كردند. او در 2 دسامبر 1381 در گرونندال درگذشت.
او تحت تأثير انتشار وسيع آموزشهاي مسيحيت نوافلاطوني، و بيش از همه اكهارت، تعدادي آثار عرفاني به زبان فلاندري (هلندي) نوشت كه هم اكنون ذكرشان ميكنيم. از بزرگترين نويسندگان هلندي سدههاي ميانه و از بنيانگذاران زبان فلسفي هلند بود. آثارش عبارت است از:
1. ديار عاشقان.
2. پيرايهٴ پيوند روحاني، كه آن را غالباً شاهكار او ميدانند.
3. سنگ آتشزنه.
4. چهار فريب. انتقاد از چهار گناه عمدهٴ راهبان و كشيشان: راحتطلبي، رياكاري، علاقه به دانستن همه چيز بدون لطف پروردگار، بي بندوباري نفس. احتمال دارد انتقاد سوم او متوجه اكهارت باشد و چهارمي متوجه خواهران و برادران آزاد روح.
5. درباب دين مسيح.
6. خيمهٴ روحاني عهد عتيق. اين مفصلترين كتاب اوست.
7. هفت حصار. براي كلاراي بينواي بروكسلي نوشته شده و آداب معاشرت براي راهبههاست.
8. آيينهٴ رستگاري جاوداني يا درباب آيين عشاي رباني.